همسفر گرامی برای راحتی هرچه بیشتر در سفر، به خاطر داشتن موارد زیر لازم به نظر می رسد:
1) زمان حرکت راس ساعت 8 صبح دوشنبه 26 مرداد می باشد و مبدا حرکت دانشکده فیزیک خواهد بود.
2)وعده ناهار دوستان بر عهده مسئولین اردو میباشد .
3) در صورتی که دوستان از دارو ویا غذای خاصی استفاده میکنند ، آن را به همراه داشته باشند.
4) زمان برگشت از اردو قبل از تاریکی هوا و مقصد دانشکده فیزیک میباشد.
5) داشتن وسایل مناسب از جمله کفش راحت برای پیاده روی مفید است.
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
پیرامون شکسته شدن حرمت ساحت دانشجویان و حمله به کوی و پردیس دانشگاه تهران
ان الله لا یحب الجهر بالسوء من القول الا من ظُلم
تهران روزهای پرالتهابی را گذراند ، التهابی که نمودش شبها بر بامهای مردم تجلی میابد. اما این التهاب ها در ذهن دانشگاهیان ابعاد دیگری داشته است . باز هم کوی دانشگاه تهران عرصه آماج حملات وحشیانه قرار گرفت ، اما این بار سازمان یافته تر و وسیعتر از؛ 18 تیر 78، و حتی 16 آذر 1332. بامداد 25 خرداد ، ورق خونین دیگری در تاریخ مظلومیت دانشجو و دانشگاه رغم خورد.
تجاوز به حریم دانشگاه محدود به 25 خرداد نبود ، وقاحت مزدوران سلاح به دست از یک سو و بی کفایتی و بی اعتنایی مسئولان دانشگاه از سوی دیگر ، این قانون شکنان را بر آن داشت تا هر لحظه که قوای خود را برای کتک زدن و انتقام کشی از دانشجویان کافی می دیدند ، به پردیس مرکزی یا کوی دانشگاه تهران حمله کنند. شدت حملات به قدری بود که اگر هر کدام در شرایط عادی جامعه ودر دید مردم و نه در سکوت خبری بوقوع می پیوست خود یک بحران بوجود می آورد .
حمله موتوری های چماق به دست به پردیس مرکزی دانشگاه و برجای گذاردن خسارات بی سابقه بر پردیس فنی و کتک زدن دانشجویان ازجمله چند تن از آرام ترین دوستان هم دانشکده ای ما در عصر یکشنبه 24 خرداد ماه خود هتک حرمتی است که در طول تاریخ پرفراز و نشیب پردیس مرکزی بی سابقه است. متاسفانه قضایایی از این دست در سایه سیاه فضای سیاسی کشور گم شد. در این میان باقی ماندن مسئله کوی دانشگاه در اذهان ،خود مبین عمق خسارت وارده بر روح و جان یاران دبستانی ماست.
دیدن صورت زخمی ، سر شکسته و بدن مجروح دوستان نجات یافته ، فردای همان شب در دانشکده ، فضای اندوه باری را بوجود آورد که حتی با داروی زمان از ذهنها پاک نمی شود. درد آور تر از آن دستگیری صدها تن از دانشجویان بی گناه آنهم بدون مجوز که در میانشان چهارتن از دانشجویان دانشکده فیزیک هم به چشم می خورند دلیل دیگری بر رنج انسانهای بیدار است.
در پی این رویدادهای تلخ و پس از آزاد شدن عزیزانمان و صحبت های بسیار با شاهدان عینی ماجرا و همچنین به دلیل نوع برخورد مسئولین با این قضایا ، انجمن اسلامی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران در راستای احقاق خواسته های به حق دانشجویان این دانشکده در بند های زیر موضع خود را اعلام میدارد:
1) دستگیری های گسترده و غیر قانونی در شب حادثه کوی و انتقال دانشجویان به طبقه منهای چهار وزارت کشور در دولت نهم که از روز اعلام نتایج انتخابات تا شعاع چند ده متری آن حکومت نظامی برقرار بود ، نشانگر آن است که هجوم مهاجمان به حریم دانشگاه و خانه دانشجویان در امتداد راستای تفکرات این دولت بوده است. موضع نگرفتن رسمی دکتر احمدی نژاد بعد از گذشت حدود 3 هفته از ماجرا به عنوان ریاست جمهوری نهم خود نشان از بی اهمیتی مقام دانشجو در چشم دولت مردان است.
آخر به کدامین وادی رهسپاریم؟ در ماجرای 18 تیر 78 ، با وجود استعفای رئیس وقت دانشگاه تهران ، مطرح شدن استعفای وزیر علوم و پیگیری های شخص ریاست جمهوری وقت ، پرونده با محکوم شدن یک سرباز وظیفه به جرم دزدی یک ریش تراش بسته شد.
حال که رسانه ملی در دستان عده ای خاص است و بسیاری از مسئولان کشور موضع گیری رسمی در این قبال انجام نداده اند و همچنین بی کفایتی رئیس دانشگاه تهران در خصوص تامین امنیت دانشگاه روشن شده است ، شکایت خود را به کدام مرجع قانونی ببریم ؟ مگر نه این است که سکوت در برابر ظالم شرکت در ظلم اوست ؟ آیا مراجع قضایی که در این زمینه سکوت اختیار کرده اند صلاحیت بررسی به این هتک حرمت را دارا هستند؟
آن زمان که وزیر کشور در صدا و سیما از صحت انتخابات و در صورت لزوم ارائه آرا مردم به تفکیک شهر ها سخن می گفت هم دانشکده ای ها و هم دانشگاهیان ما در وزارت کشور چه میکردند؟
کجایند منادیان عدالت ؟ آنان که اکنون هم تریبون دارند هم رسانه و هم قدرت چرا در قبال دانشجویان آسیب دیده سکوت اختیار کرده اند؟ "من سمع مسلما ینادی یا للمسلمین فلم یهتم فلیس بمسلم"
2) ماجرا های پیش آمده در این چند هفته آن قدر مغرضانه است که هر قلب حقیقت بین را مملو از درد میکند. از کمیته حقیقت یاب تشکیل شده خواستاریم تا ورای مسائل جناحی در پی احقاق حق تضییع شده ما دانشجویان باشد و به آنان هشدار میدهیم که این واقعه نه یک اتفاق و نه یک نافرمانی از دستور و نه بی کفایتی یک مسئول بوده است، بلکه یک روند سازمان یافته و طراحی شده برای نشان دادن ضرب شصتی به دانشجویان می باشد. گروههای مهاجمی که با کمکهای مستقیم یگان ویژه نیروی انتظامی از جمله انداختن گاز اشک آور و شلیک گلوله های پلاستیکی وارد کوی شدند ، نشان داده اند که ترسی از قانون شکنی نداشته و ندارند . حمله در دو شب متوالی به کوی خود موید این قضیه است.اگر شما کمیته حقیقت یاب هرگونه اغماضی در قبال معرفی مجریان این طرح ناگوار انجام دهید و یا قوه قضاییه در محاکمه آنان کوتاهی کند ، باز هم شاهد فجایعی از این دست خواهیم بود . همچنین عدم پرونده سازی چه تحصیلی و چه سیاسی برای همه یاران باوفای دانشگاهی از جمله دوستان هم دانشکده ای خود را صریحا خواستاریم .که " یا ایها الذین آمنو کونوا قوامین بالقسط شهداء لله ولو علی انفسکم"
3) رئیس دانشگاه تهران آقای دکتر رهبر می دانند اکنون چند روزی از ماجرای کوی گذشته است . دیگر حواشی فروکش کرده و آنچه مانده است ، دستان شکسته ، پای تیر خورده و بدن مجروح و روح آزار دیده دانشجویان است. با توجه به اطلاع داشتن ایشان از نا آرامی های کوی در شب اول ، وقوع هجوم گسترده در شب دوم اگر بی اهمیتی ایشان به دانشجویان را نشان ندهد ، بی کفایتی ایشان را در ایجاد امنیت در دانشگاه را اثبات میکند . عجیب است اگر ایشان قادر به پیدا کردن اسم یک دانشجوی فنی و خواستن او به دانشگاه و اثبات زنده بودن او در جلوی دوربین هستند آن هم تنها درطی چند ساعت،چرا در فاصله 24 ساعت از حمله اول تا حمله دوم به کوی هیچ اقدامی در تخلیه کوی حتی در حد سخن انجام نداده اند.ما از ایشان به عنوان رئیس دانشگاه میخواهیم بپرسیم:
آقای دکتر شما در تحصن حضور 2 ساعته ای بیشتر نداشتید . در سخنانتان در مسجد پردیس مرکزی گفتید که نیروی انتظامی به ما گفته است که ما برای حفظ جان دانشجو وارد عمل شده ایم ! و خود در مصاحبه تاریخی تان با رادیو دلیل حمله و دستگیری ها را عدم تشخیص دانشجو از غیر دانشجو خواندید. مگر این شما نبودید که به گفته خودتان گیت های دانشگاه را برای حفظ امنیت دانشجویان گذاشته بودید ؟ پس کدام غیر دانشجو؟
آقای رهبر پیگیری حقوق و عدم پرونده سازی برای دانشجویان بهانه خوبی برای ماندن بر صندلی ریاست نیست مگر ریاست اسبق دانشگاه بعد از استعفای خود و محکوم کردن وقایع 18 تیر 78 یکی از پیگیران امور نبودند؟ تاریخ ورق خواهد خورد .
جناب دکتر رهبر بازسازی روانی چیزی نیست که بتوان آن را به دانشجوی آسیب دیده مثل یک پیراهن هدیه داد و یا به او تقدیم کرد ، بلکه باید بستری به وجود آورد که چنین موضوعی واقعیت یابد .
انجمن اسلامی دانشکده فیزیک نه برای موضع گیری سیاسی نسبت به این مسئله بلکه فقط به دلیل کارنامه ضعیف آقای دکتر رهبر در ایجاد امنیت در کوی و پردیس مرکزی دانشگاه و خسارت وارده به دانشجویان، صراحتا خواستار استعفای ایشان است.
"ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها"
4) صدا و سیما، سمفونی اشتباه. جناب آقای ضرغامی شما خود بهتر از ما می دانید که رسانه ای که مسئولیت هدایتش را دارید ، رسانه ملی و برای همه ملت ایران است . اگر از هر دید و منظری به رفتار این رسانه نگاه کنیم به تامل فرو میرویم.
چرا و به چه دلیلی ماجراهای پیش آمده در دانشگاه های سراسر کشور هیچ جایی در برنامه های شما ندارند؟
چرا فقط برای تکذیب شایعات و یا اشتباهات رسانه های دیگر وارد عمل میشوید؟ چرا برای نشان دادن خبر کذب کشته شدن یک دانشجو با دوربین های خود به سر در فنی می آیید اما به داخل آن نمی روید؟ ترسی از نشان دادن حقایق دارید؟ چرا باید این موضوع که در کوی دانشگاه تهران و سایر دانشگاه ها به اسم رهبری و به نام دین دانشجویان را مورد آزار و اذیت و ضرب و شتم قرار دادند یک هفته بعد و آن هم فقط در سخنان خود مقام معظم رهبری که به صورت زنده در نماز جمعه مورخ 29 خرداد پخش شد اشاره شود؟ اگر شما بحث امنیت ملی و عدم ایجاد التهاب را در جامعه پیش میکشید، پس این چه مناظر التهاب آوریست که خود نشان میدهید؟
اگر از فردی که به گفته خودش از دنیا بی خبر است و فقط محاسن بلندی دارد مصاحبه ای پخش می کنیدو او می گوید که با بی گناهی تمام مورد ضرب و شتم واقع شده ، چه فرقی دارد که از دانشجویی که کتک خورده و اطاقش ویران شده نیز مصاحبه ای پخش شود؟ تنها فرقش این است که آن دانشجو از دنیا بی خبر نیست !
وقتی عابر بانک ها و ماشین های به آتش کشیده شده را بدون ترس از ایجاد التهاب نشان دادید چرا با یک دوربین سری به کتابخانه مرکزی کوی ، خوابگاه های بچه ها و کلاسهای پردیس فنی نزدید؟ به عقیده ما بحث ایجاد یا عدم ایجاد التهاب نبوده ونیست.
بحث" آنگونه که میخواهیم " نشان دادن است . مصاحبه شما با دکتر رهبر آنچنان مضحک بود که حتی خود ایشان در بین متحصنین (البته کمی برای حفظ وجهه خود!) از آن ابراز نارضایتی کرد . وارون جلوه دادن مطالب تحصن به حدی بود که برپایی آن را برای محکوم کردن اغتشاشات خواندید ، در حالی که یکی از شعار های متداول در تحصن این بود :
".... به گوش باش ما مردمیم نه اوباش" .
ما از شما خواستاریم تا زمانی که وقت دارید حقایق را آنگونه که هست نشان دهید و به دانشگاهیان برای ابراز عقیده و احقاق حق خود زمان مناسب را در رسانه اختصاص دهید.
"لم تلبسون الحق بالباطل و تکتمون الحق و انتم تعلمون "
5)اما بسیج دانشجویی عبارتی که در گذشته نه چندان دور معنای آن ملموس تر و واقعی تر بود، به خصوص در بعد دانشجویی آن. تشکلی که هم اکنون بیشتر حافظ منافع دولت در دانشگاه است تا دانشجویان در دانشگاه.
جملاتی در اولین بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه تهران پیرامون حوادث اخیر کوی آمده بود که بسیار تامل برانگیزند: " به آشوب کشیدن فضای عمومی جامعه و به ویژه فضای فرهیخته دانشجویی ، تنها از سوی کسانی هدایت می شود که نمی خواهند شیرینی این پیروزی ملی(مشارکت 80%)در کام ملت باقی بماند"
"بسیج دانشجویی خواستار آن است که تمامی مسببین این جریان - از آغاز کنندگان و خط دهندگان خارج از دانشگاه آن، از عده ای دانشجونما و اغتشاش گر و همچنین تمامی مجریان خودسر آن- محکوم شده..."
آیا دانشجو اینقدر سخیف است که با تحریک عده ای" دانشجو نما" دست به آشوب بزند؟ آیا نباید بسیج دانشجویی در قبال بی تدبیری مسئولان دانشگاه در حفظ امنیت دانشجویان جمله ای در بیانیه اولش می نوشت؟ صد البته که صرف محکوم کردن کافی نیست ، به گمانمان شما مبدا همین محکوم کردن را نیز اشتباه گرفته اید؟ محکوم کردن اوباش نامرئی که قصد تحریک دانشجویان را داشته اند مهمتر است یا محکوم کردن بازداشت غیر قانونی دانشجویان و همکلاسی هایمان و انتقال آنان به وزارت کشور که هیچ مرجع قضایی اجازه آن را نداده است ؟
"قولوا الحق ولو علی انفسکم"
در پایان در صحنه بودن اساتید آگاه دانشکده و ابراز همدردی آنان با دانشجویان آسیب دیده و نوشتن بیانیه ای در باب محکوم کردن حمله وحشیانه به کوی را که به امضای جمع زیادی از اعضای هیئت علمی در آمد ارج مینهیم .
|
ساعت
|
8 تا 10 |
کلاس |
10 تا 12 |
کلاس |
|
شنبه 14/6/88 |
فیزیک جدید |
آمفی |
فیزیک پایه 3 اپتیک کاربردی |
آمفی 16 |
|
یکشنبه 15/6/88 |
الکترومغناطیس 2 نظریه گروه ها |
آمفی 16 |
مبانی کامپیوتر |
آمفی |
|
دوشنبه 16/6/88 |
آشکارسازهای هسته ای |
16 |
کاربرد کامپیوتر در فیزیک |
آمفی |
|
سه شنبه 17/6/88 |
ریاضی فیزیک 2 |
آمفی |
ریاضی فیزیک 3 |
آمفی |
|
شنبه 21/6/88 |
ذرات بنیادی مقدماتی الکترونیک 1 |
16 آمفی |
فیزیک لایه های نازک فیزیک پایه 2 |
16 آمفی |
|
یک شنبه 22/6/88 |
مکانیک کوانتومی 2 ریاضی عمومی 2 |
حسابی آمفی |
اخلاق و تربیت اسلامی تنظیم خانواده |
آمفی آمفی |
|
دوشنبه 23/6/88 |
مکانیک تحلیلی 2 نسبیت خاص و عام |
آمفی 16 |
دفاعیه پروژه های کارشناسی |
آمفی |
|
سه شنبه 24/6/88 |
کاربرد لیزر |
16 |
آکوستیک |
آمفی |
|
چهارشنبه 25/6/88 |
فیزیک هسته ای 1 |
آمفی |
اسپکتروسکوپی |
16 |
|
سه شنبه 31/6/88 |
اپتیک |
آمفی |
ترمودینامیک |
آمفی |
|
چهارشنبه 1/7/88 |
فیزیک حالت جامد 1 ریاضی فیزیک 1 |
حسابی آمفی |
فیزیک حالت جامد 2 معادلات دیفرانسیل |
16 آمفی |
|
پنج شنبه 2/7/88 |
فلسفه علم معارف اسلامی 2 |
حسابی آمفی |
تاریخ اسلام |
آمفی |
باسمه تعالی
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
پیرامون حمله وحشیانه عناصر امنیتی و انتظامی به خوابگاههای دانشگاه تهران
انّا لله و انّا الیهِ راجِعون
مَن سَمَعَ مُسلِماً یُنادی یا لِلمُسلِمین فَلَم یَهتَمّ فَلَیسَ بِمُسلم؟ پیامبر اکرم(ص)
بار دیگر کوی دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد و در حالی که خونهای دانشجویانی که در 18 تیرماه 1378 قربانی خشونتطلبی سرکوبگران و انحصارطلبان شده بودند، خشک نشده و انتقام خونهای به ناحق ریخته شده گرفته نشده است، باز دانشجو آماج حملات سهمگین خشونتطلبان قرار گرفت. امروز و با گذشت 30 سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران با کمال تأسف و تأثر باید اعلام کنیم که دانشگاه و دانشجو امروز مستضعفترین قشر در میان مردم ایراناند و کمهزینهترین صنف برای قربانی شدن و به خاک و خون کشیده شدن. ما از شکایت بردن به دستگاههای قضایی و دولتی که امروز همگی برپایی عدالت را فراموش کردهاند و همچون کمیتههای انضباطی دانشگاهها عامل سرکوب و خشونت شدهاند، نا امیدیم و شکایت خود را به درگاه خداوند متعال و بزرگمنتقم آل محمد، حضرت بقیه الله الاعظم، میبریم و انتقام خونهای بیگناه به زمین ریخته شده را از او میخواهیم. امروز ما دانشجویان دانشگاه تهران به نمایندگی از همه دانشجویان ایران فریاد میزنیم و هر انسان دادخواه و عدالتجویی را به یاری میطلبیم و همة مسئولین را مخاطب قرار میدهیم که به فرمودة امام حسین اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.
در پی حوادث اخیر کوی دانشگاه تهران و تعرض و تجاوز مشتی قانونشکن به حریم دانشجو و دانشگاه با حمایت نیروی انتظامی در سحرگاه خونین 25خرداد، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران لازم میداند نکاتی را با مردم فهیم و دانشگاهیان ایران در میان بگذارد.
1. بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری و تغییر آشکار رأی ملّت، دانشجویان اغلب دانشگاههای کشور به عنوان قلب تپندة آگاهی ملّت ایران و از جمله دانشجویان دانشگاه تهران به عنوان نماد آموزش عالی کشور، در کنار مردم غیور ایران مراتب اعتراض خود را به انحای مختلف به نتیجهسازیهای اخیر اعلام کردند. در سحرگاه بیستوپنجم خرداد ماه نیروهای گارد ویژه، نیروهای پلیس امنیت و نیروهای شبهنظامی معروف به لباسشخصی در حالی که تا بن دندان به انواع سلاحهای سرد و گرم مسلّح بودند، با نقض آشکار قانون منع ورود نیروهای نظامی به دانشگاه، با تعداد بسیار زیاد از سه جهت به محوطة کوی دانشگاه تهران وارد شدند و در اقدامی وحشیانه به توهین، تیراندازی به سوی دانشجویان، پرتاب گاز اشکآور، کتکزدن دانشجویان و تخریب وسایل آنها و اموال عمومی دانشگاه پرداختند. جمع زیادی از دانشجویان را بدون داشتن هیچ گونه حکمی به طور غیر قانونی بازداشت و با کمال وقاحت به ساختمان وزارت کشور و بازداشتگاه عشرتآباد انتقال دادند. بنا به شهادت بسیاری از دانشجویان بازداشتی، تعداد زیادی از دانشجویان در ساختمان وزارت کشور مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتهاند.
2. رفتار وحشیانه و همراه با نقض مکرّر قانون این مهاجمان نشان میدهد که اینان نه در پی تأمین امنیت و آرام کردن دانشجویان و حفظ نظم عمومی که درصدد انتقامکشی از دانشجویان و نشان دادن ضربشست به ملّت بودهاند و تخریب گستردهای که در کوی دانشگاه انجام دادهاند به خوبی نشان میدهد که آشوبگر واقعی کیست. انتقال دانشجویان به ساختمان وزارت کشور آشکارا نشاندهندة همدستی مهاجمین و وزارت کشور دولت آقای احمدینژاد است. این مسئله اکنون آن قدر واضح است که نه نیاز به پیگیری کمیتههای به اصطلاح حقیقتیاب دارد و نه نیاز به اظهار تأسف نمایندگانی از مجلس دارد که دانشجویان بیدار امروز دیگر حمایت آنان از دانشجویان را باور نمیکنند؛ چراکه اگر آنان حامی واقعی دانشجو بودند، با وضوح مقصّرین اصلی این حادثه را محکوم میکردند. این مسئله اکنون فقط نیاز به برخورد قاطع مسئولین با جنایتکارانی دارد که برای قربانی کردن جوانان وطن از هیچ خشونتی ابا ندارند.
3. کسانی که همهجا با اسم لباسشخصی، عناصر خودسر و عناصر ناشناس از آنان یاد میشود، نه خودسرند و نه ناشناس. همه از کارکنان نافرمان و تندروی نیروهای امنیتی و اعضای باند انصار هستند که برای فرار از مسئولیت، لباس از تن در آورده و به صف آشوبگران پیوستهاند. مگر میشود کسانی بدون همدستی با نیروی انتظامی با باتوم و کاتر و پنجهبوکس در شهر بچرخند و به جان مردم بیفتند و نیروی انتظامی فقط بنشیند و نگاه کند و سپس دانشجویان بازداشت شده را به وزارت کشور ببرد؟ کسانی که با شعار مبارزه با فساد روی کار آمدهاند، به جای نسبت دادن انواع تهمت و افترا به افراد میتوانند سرسلسلة فساد را در نیروهای انتظامی و صداوسیما جستوجو کنند که یکی مردم را مورد ضرب و شتم قرار میدهد و دیگری مردم را آشوبگر میداند.
4. و امّا فرهاد رهبر. آقای رهبر شما که روزگار نهچندان دوری معاون وزیر اطّلاعات بودهاید، بعید است که از حملة این وحشیان به کوی بیخبر بوده باشید و اگر هم بیخبر بودهاید، مگر شب قبل (بیستوچهارم خرداد) برخورد نیروهای متجاوز با کوی را ندیده بودید و مگر مطّلع نشدید که از ساعت ده شب تا صبح کوی دانشگاه را از گاز اشکآور پر کرده بودند و منتظر واکنش دانشگاه نشسته بودند و وقتی سکوت دانشگاه و وزارت علوم را در برابر این حرکت مشاهده کردند، شب بعد با وقاحت تمام و با خیال راحت به دانشجویان بیدفاع حمله کردند. مگر خبر تجاوز لباسشخصیها به دانشگاه را در ساعت هشتونیم شب 25 خرداد و ضربوشتم دانشجویان و درگیری با انتظامات پردیس مرکزی به گوشتان نرسیده بود؟ ما وقتی حضور پرتعداد و سازمانیافته و متفاوتباگذشتة لباسشخصیها را در برابر کوی و کارناوال مزدورانی را که به قصد تحریک دانشجویان در اطراف میدان مرکزی کوی شروع به سر دادن شعارهای توهینآمیز کردند، دیدیم؛ در همان موقع از شب (حدود ساعت 11) با شما تماس گرفتیم تا از حملة قریبالوقوع به کوی دانشگاه خبر دهیم و از شما بخواهیم به عنوان رییس دانشگاه از قربانی شدن دانشجویان جلوگیری کنید، ولی افسوس که شما حتّی به تماس ما پاسخ ندادید. پس از چند روز از وقوع حادثه حتّی جرأت نکردید در جمع دانشجویان معترض و متحصّن حاضر شوید و لااقل با آنها همدردی کنید. حالا امّا میتوانید با پیگیری مداوم و استفاده از نفوذتان در میان نیروهای امنیتی، این قانونشکنان را شناسایی و به مردم معرفی کنید تا اهمالکاریتان در حفاظت از جان دانشجویان اندکی فراموشمان شود. باید برای همگان روشن شود بر مبنای کدام قانون نیروی انتظامی و لباس شخصیها به کوی دانشگاه حمله میکنند و دانشجویان سر از وزارت کشور در میآورند؟ آقای رهبر! عافیت طلبی شما و صرف ابراز تأسف و به درد آمدن دلتان کافی نیست؛ شما باید نیروی انتظامی، وزارت کشور و لباس شخصیهایی را که همه میشناسند صراحتاً محکوم کنید و به دلیل ناتوانی از دفاع از حقوق دانشجویان-به عنوان اولین وظیفه انسانی و قانونی و دینیتان- از ریاست دانشگاه استعفا دهید.
5. امروز علاوه بر دانشگاه تهران، دانشگاه های دیگر ایران از جمله دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه شیراز و دیگر دانشگاه ها آماج حمله سرکوبگران قرار گرفته و قصد جدی خشونت طلبان برای خاموش کردن فریاد بیدار ملت ایران آشکار شده است. در روزگاری که افراطیون در سرکوب دانشجویان همان مسیری را برگزیدهاند که رژیم منحوس پهلوی در 16آذر 1332 و 13آبان 1357 طی کرد همبستگی همه اساتید، دانشجویان وآحاد ملت ایران برای جلوگیری از پروژه سرکوب وحشیانه دانشگاه و اقدام سریع و موثر در جهت جلوگیری از این پروژه سرکوب، از هر زمان دیگری ضروری تر است.
6. سحرگاه خونین 25خرداد نه بیسابقه بود و نه غیرقابلپیشبینی؛ که درست ده سال پس از ماجرای 18تیر 78 رخ داد و بار دیگر آن حادثة تلخ را به یادمان آورد و به یادمان آورد که دادگاه بعد از آن همه تجاوز و تعرّض بعد از دادن انواع محکومیتها به دانشجویان و تبرئة سردار نقدی (که در دولت نهم تا ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا ارتقا یافت) تنها یک سرباز را به جرم دزدی یک ریشتراش با محکومیت نقدی مواجه کرد. اگر قوّة قضاییه در آن هنگام استقلال و صلابت نشان میداد و در برخورد با قانونشکنان و متجاوزان کوتاه نمیآمد، امروز شاهد چنین حادثة تلخی نبودیم. آن قاضی، آن دادستان و آن مسئولین بدانند که یکیک آنها هم در حادثة 18تیر 78 و هم این بار دستشان به خون دانشجویان آلوده است. اگر نبود وادادگی آنها در برابر کانونهای قدرت امروز شاهد سلّاخی دانشجویان در خوابگاهشان نبودیم.
7. خداوند متعال! حق مظلوم را از ظالم بازپس گیر. مردم شریف ایران! به خانهمان ریختهاند و برادرانمان را کشتهاند، ما از شما میخواهیم که به دادمان برسید. رهبر انقلاب! کسانی که خود را به شما منتسب میکنند، از هیچ عمل خلاف قانونی در ضرب و شتم و قتل مردم ابایی ندارند و همدستان آنها سعی دارند سیل خروشان ملّت را مشتی آشوبگر جلوه دهند. از شما میخواهیم ما را در رسیدن به مطالباتمان یاری کنید:
1. آزادی سریع و بیقید و شرط یاران دبستانی در بندمان.
2. عذرخواهی رسمی وزارت کشور و فرمانده نیروی انتظامی از محضر دانشجو و دانشگاه و معرفی مسبّبان این واقعه از آمران، حامیان و تمجیدکنندگان حمله به دانشجویان.
3. برخورد قانونی با قانونشکنان و اجرای قانون مجازات اسلامی مبنیبر قصاص: چشم در برابر چشم، دست در برابر دست و جان در برابر جان و جبران خسارات واردشده به دانشجویان.
4. معرفی و محاکمة افراد پشتپردة کانون فتنه و آشوب و دادن تضمین مقامات عالی نظام در مورد عدم تکرار چنین اقداماتی.
5. استعفای فرهاد رهبر و انتخاب رییس جدید دانشگاه تهران با رأی اعضای هیئت علمی دانشگاه.
وسیعلمالّذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
با توجه به این که نشریه صفرمطلق در تابستان به چاپ نخواهد رسید ، برآن شدیم تا با فعال نگاه داشتن این وبلاگ اخبار و مطالب رسیده از انجمن اسلامی ، دانشکده یا خارج از آن را برای شما به نمایش بگذاریم. از این رو از تمامی دانشجویان و مخاطبین نشریه دعوت می کنیم تا مطالب خود را اعم از ادبی ، صنفی ، سیاسی ، طنز و ... به آدرس ایمیل nashriye.sefrmotlagh@yahoo.com ارسال کنند تا با نام خودشان و با مسئولیت نشریه در این وبلاگ گذارده شود و بدین وسیله جزئی از خانواده کوچک صفرمطلق گردند.
از طرفی نشریه صفرمطلق از آن دسته از دوستانی که مایل هستند به عنوان خبرنگارافتخاری نشریه فعالیت کنند دعوت به عمل می آید. بدیهی است خبرهای تهیه شده از دوستان در صورتی در نشریه چاپ یا در این وبلاگ به نمایش گذاشته می شود که از منابع معتبری اخذ شده باشد.
صفرمطلق همچنان آماده دریافت پیشنهادات و انتقادات شما است.
باتشکر
سلام...
این وبلاگ که متعلق به نشریه صفر مطلق ، نشریه انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه تهران ، است با کمک دوستان دوباره شروع به کار می کند و امبدواریم به خواست خدا و با یاری شما همچنان به کار خود ادامه دهد.
در اینجا لازم می دانم چند نکته را ذکر کنم:
1) اگر پس از چاپ نشریه امکان تهیه آن برای شما مقدر نشد فایل pdf آن را 2 هفته پس از انتشار می توانید از این وبلاگ تهیه کنید.
2) مطالب و نوشته هایی که به هر دلیل امکان چاپ آنها در نشریه وجود نداشته باشد در این مکان گذاشته می شود.
3) اگر مطلبی برای چاپ در نشریه یا برای گذاشتن در این وبلاگ مد نظر دارید و امکان ارائه آن به صورت حضوری به اعضای نشریه برای شما مقدر نمی باشد می توانید آن را به ایمیل این وبلاگ ارسال کنید.
4) با توجه به درخواست اغلب دانشجویان مبنی بر ایجاد تغییرات معقول در نشریه لازم می دانم بیان کنم که این کار بدون همیاری شما مقدر نمی باشد. خانواده کوچک صفر مطلق منتظر حضور گرم و صمیمانه شما هستند تا انشاالله نشریه ای شایسته دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه تهران ارائه شود.
با تشکر
مدیر مسئول